تبليغاتX
تارنگار دهش خانواده بشترنا

معرفی انجمن مهر اصفهان



      به نام خدا



 انجمن  حمایت از بیمارا ن  مبتلا  به سرطان سینه امید مهر اصفهان 


انجمن  فرهنگی  دانشی  بشترنا   

               

            


مقدمه

کشف سرطان سینه درکشورهای درحال توسعه روبه افزایش است وشیوع آن

بنابر مطالعات اولیه ونظریات افراد باتجربه حدوداًازهرهشت تادوازده نفریک

نفرمی باشد .سن مبتلایان به سرطان سینه درکشورما نسبت به کشورهای

غربی یک دهه جوانتربوده وافراد درسنین پایین تر بدان مبتلامی شوند و

سرعت پیشرفت بیماری درافراد جوان بیشتر است .لذاتشخیص بهنگام

و زودرس ،غربالگری دقیق وحمایتهای مادی ومعنوی ازاین

بیماران الزامی است.

 

 سالیانه درحدود ششصد نفرازهمشهریان مابه این بیماری مبتلا شده

ومتاسفانه تعدادی نیزجان خود رادراثراین بیماری ازدست می دهند که حدوداً

سی درصد آنان زیر چهل سال می باشند .باتوجه به اینکه برخورداری بیماران

ازحمایتهای روحی،معنوی،اجتماعی ومشاوره ای ازضروریات می باشد،

انجمن حمایت ازبیماران مبتلا به سرطان سینه بااهداف زیرتشکیل

گردیده است .

 

 

اهداف انجمن

1.کمک به افزایش سطح آگاهی جامعه وپیشگیری ،تشخیص زودرس ودرمان

به موقع

2.ارائه حمایتهای عاطفی،روانی ،اجتماعی ،اقتصادی به بیماران و

خانواده های آنان

3.ارتقای سطح سلامت جسمی وروانی بیماران مبتلا به سرطان سینه و

 خانواده های آنان

4.ارتقای کیفیت زندگی ،امید به زندگی افراد مبتلا وخانواده های آنان

5.کاهش عوارض ، درمان و هزینه های درمان

6.بهبود شیوه زندگی و تغییر در نگرش افراد مبتلا

7.ایجاد ارتباط وهمکاری با سایر گروههای حمایتی مربوط به سرطان سینه

درداخل وخارج ازکشور     

                          

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 10 آبان1388ساعت 2:34 قبل از ظهر  توسط خانواده بشترنا  | 

رنج زدایی و کودکان

 

با درود

انجمن بشترنا این روز را به تمامی کودکان جهان پدرام می گوید. و از تمامی دوستانی که این متن را می خوانند و تصویر زیر را می بینند خواستاریم در این جمله اندکی اندیشه کنند.

پرسید دانا از مینوی خرد: که خرد بهتر است یا هنر یا نیکی؟

مینوی خرد پاسخ داد: که خردی که با آن نیکی نیست آن را خرد نباید شمرد و هنری که خرد با آن نیست آن را هنر نباید شمرد.

فرنشین انجمن بشترنا


پيام مدير عامل(محک)

16 مهر روز جهاني کودک بر تمامي کودکان جهان مبارک باد، از درگاه ايزد منان، جهاني سرشار از شادي، سلامتي و صلح و دوستي را براي کودکان عزيزمان آرزومنديم و اميدواريم کودکان معصوم مبتلا به سرطان نيز در سايه عنايت خداوند و حمايت هاي مردم نيکوکار سلامتي خود را بازيافته و زندگي شاد و موفقي را پيش رو داشته باشند.

آراسب احمديان - مديرعامل موسسه حمایت از کودکان مبتلا به سرطان(محک)


+ نوشته شده در  سه شنبه 14 مهر1388ساعت 0:20 قبل از ظهر  توسط خانواده بشترنا  | 

قسم به پروردگار کعبه که رستگار شدم



مراقب افکارت  باش که گفتارت می شود .


مراقب گفتارت  باش که رفتارت می شود.


مراقب رفتارت  باش که  عادت می شود.


مراقب عادتت  باش که شخصیت  می شود.


مراقب شخصیتت  باش که سرنوشتت می شود.



سخنان کوتاه از علی علیه السلام درباره انفاق


آن چه از بین رفتنی است ببخشید تا در عوض آنچه ماندنی است به دست آورید.


انفاق دارایی برای انسان ذخیره است و انباشت آن بدون استفاده، موجب فتنه و تباهی است.



هیچ کس را از دنیایش بهره ای نیست مگر به آن مقدار که برای آخرتش انفاق کند.



شما به انفاق کردن آنچه به دست آورده اید محتاج ترید تا به دست آوردن آنچه گرد می آورید.



مال را به اندازه لازم برای خود نگه دار و فزونی آن را برای روز نیاز (قیامت) از پیش بفرست.



شکرگزار نعمت خدا نخواهد بود مگر آن که دستِ دهنده داشته باشد.


علی علیه السلام در وصیّت به امام حسن علیه السلام می فرمایند: در حقیقت بهره تو از دنیایت همان است که با آن آخرتت را بسازی. پس در راه حقّ انفاق کن و خزانه دار دیگران مباش.

 


علی علیه السلام می فرماید: «صدقه دادن و انفاق کردن به دیگران بهترین وسیله تقرّب به خداوند است».

و نیز می فرمایند: «ترازوی اعمال خود را با انفاق و صدقه دادن سنگین کنید».

و نیز: «بر تو باد انفاق کردن و صدقه دادن؛ چرا که این کار انسان را از آلوده شدن به بخل باز می دارد».

هم چنین حضرت می فرمایند: «هرگاه به تنگ دستی گرفتار شدید از طریق انفاق و صدقه دادن با خدا سودا کنید تا خداوند فقر شما را از این طریق برطرف سازد».

و نیز می فرمایند: «انفاق گنج توان گران است».




ابوذر غفاری:  بدانید که روزی همراه رسول خدا نماز ظهر را می خواندیم که فقیری به مسجد آمد و درخواست کمک کرد، ولی هیچ کس کمکی به او نکرد. فقیر دستش را به آسمان بلند کرد و گفت:« بار خدایا، گواه باش که در مسجد رسول خدا در خواست کمک کردم، ولی هیچ کس چیزی به من نداد
علی علیه السلام که در رکوع نماز بود، دست راستش را که در انگشت کوچکش انگشتری داشت، به طرف فقیر دراز کرد و فقیر انگشتر را از انگشت او درآورد.
وقتی پیامبر اکرم نمازش تمام شد، سرش را به طرف آسمان بلند کرد و گفت:« خدایا، برادرم موسی، از تو درخواست وزیر و پشتیبانی از میان خاندانش کرد تا تقویت شود؛ تو نیز با معرفی حضرت هارون علیه السلام، برادرش، او را تقویت کردی و وی را وزیرش قرار دادی. بار خدایا، من هم محمد پیامبر و برگزیده تو هستم. خدایا شرح صدر عطایم کن، کارم را آسان گردان و از خاندانم وزیری که پشتیبانم باشد برایم قرار بده. «
هنوز سخن رسول خدا تمام نشده بود که جبرئیل از نزد خداوند متعال بر پیامبر فرود آمد و گفت:« ای محمد، بخوان!» و این آیه نازل شد: انما ولیکم الله و رسوله والذین آمنوا الذین یقیمون الصلوه و یؤتون الزکوه و هم راکعون ؛ (سوره مائده، آیه 55 )، (تنها ولی شما، خداوند و پیامبر و مؤمنانی هستند که نماز را به پا می دارند و در حالت رکوع در نماز زکات صدقه می دهند)




+ نوشته شده در  چهارشنبه 18 شهریور1388ساعت 6:52 بعد از ظهر  توسط خانواده بشترنا  | 

درود بر آزادگی



آیا سحری به رنگ خون دیدی تو؟


محراب و تو منبـری چنین دیدی تو  ؟                          


خون بر در و دیوار و جماعت سر و رو



فرقی که به سجده لاله گون دیدی تو؟



آن زاده کعبه و امین حرمین



                                           افتاده میان خاک و خون دیدی تو ؟



            آن کس که ستیز خیبـر و بدر و احد



  چون شیر  بغرید   چنین   دیدی   تو؟



        آیا تو درون ظلمت شام سیاه



نان آور کودک یتیـم دیدی تو؟



آیا دل پرز خون و گریان چشمی



                                                                                              از جور زمانه و زمان دیدی تو؟



    او زخم تن و زبان که در طول زمان



              با جان به خرید و دم نزد دیدی تو؟



         آیا زمیان مردم کوفه و شام



    مظلوم تر از علی کسی  دیدی  تو؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه 18 شهریور1388ساعت 6:23 بعد از ظهر  توسط خانواده بشترنا  | 

دهش


به  نام عشق


دهـش:

     در این نوشتار سعی بر آن است که به یاری خداوند ، زوایایی از اسرار و آثار انفاق آشکار گردد ، تا شاید وسیله ای شود که انفاق ، جایگاه شایسته خود را در جامعه امروزی ها بیش از پیش باز یابد و حیات بانشاط و سعادتمندانه ای را به ارمغان آورد زیرا انفاق همانند اهدا خون توسط قلب به کلیه سلولهای بدن است که استمرار حیات و طراوت و شادابی اعضا و اندام را به دنبال دارد .

بدیهی است چنانچه فرهنگ انفاق در جامعه برپا و گسترده گردد ـ با تنوع و گستردگی که انفاق دارد ـ مشکل نیازمندان برطرف شده و آحادی از جامعه به طور مستمر گرفتار درد و رنج فقر و فلاکت های ناداری نخواهد بود و بدین وسیله پژمردگی ها از جامعه ما رخت بر خواهد بست .

خمیر مایه نوشتاری که هم اکنون در برابر شماست ، برگرفته ای است از مجموعه فیش های بحث انفاق حجت الاسلام و المسلمین ، جناب آقای قرائتی ، که از این بابت از ایشان تشکر می کنیم .

امید است نوشتار حاضر به برکت آیات قرآنی و احادیث اهل بیت که راهنمای مباحث و زینت بخش صفحات آن شده و به برکت خلوص بندگان شایسته ای که نامی و سخنی از آنها در این اثر به میان آمده ، مفید واقع گردد . و فضای تعاون در جامعه اسلامیان ایجاد و گسترش پیدا کند ، ان شاءالله .

 

دیباچه ای بر انفاق :

کاروان بشری به سوی مقصد مشخص خود در حرکت است و ما انسان ها در این کاروان به صورت دسته جمعی حرکت می کنیم . ما در مسیر راه به واماندگانی برخورد می کنیم که باید آنها را یاری داد و کمبودهایی را مشاهده می نماییم که باید جبران نمود و به مشکلات برخورد می کنیم که باید آنها را برطرف کرد حفره ها و شکاف هایی را می بینیم که باید پر ساخت . یاری دادن واماندگان و رفع کمبودها و پر کردن حفره ها انفاق است که مسئولیت همه انسان ها است .

 

برای انفاق معانی متعددی ذکر شده است از جمله :

1 ـ پر کردن شکاف  2 ـ مصرف کردن انباشته  3 ـ از بین بردن فقر و نیازمندی . انفاق شامل واژه های زکات ، خمس ، صدقه ، کفاره ، وقف ، هدیه ، ولیمه ، و . . . می باشد که هر کدام بعدی از ابعاد انفاق را در بر دارد .

 

ضرورت انفاق :

گاهی برای شخصی و یا جامعه ای حوادثی اتفاق می افتد ، این پیشامدها مخصوص زمان و یا جامعه خاصی نیست ، ناگهان زلزله رخ می دهد و یا جنگی بوقوع می پیوندد ، سیلی به راه افتاده ، یا دزدی از راه می رسد ، که بر اثر آن دسترنج سالها تلاش و کوشش بر باد می رود و کمبودها و نابسامانی ها را موجب می شود .

قطعاً عقل و شرع و وجدان ، بی تفاوت نسبت به این گونه افراد و رها کردن آنها را به حال خود نمی پسندد ، اما هیچ گاه در هیچ یک از ابعاد مادی و معنوی این گونه دستگیری ها به مرتبۀ انفاق ، با آن همه زیبایی که دارد نمی رسد . از آیات قرآن و احادیث معصومین این گونه استناد می شود که تفاوت انسان از این جهت دارای اسرار و آثاری است .

قرآن کریم خداوند را خالق و رازق انسانها و موجودات می داند . و در این باره می فرماید : « وَ مِن دابهٍ فی الارض الاعَلیَ الله رِزقُها »

« و هیچ جنبنده ای در زمین نیست ، مگر آن که روزی او بر عهدۀ خدا باشد »

 

جایگاه انفاق :

انفاق از اجزاء و ارکان ایمان است و نشانه ای است بر صدق آن ، مقدمه ، نشانه ، شاهد و علامتی است بر صداقت ایمان انسان .

انفاق در تمام مکاتب انبیاء ، جایگاه والایی داشته و دارد و از مشخصات پیامبران الهی و جانشینان آنها و موحدان و خداپرستان طول تاریخ بوده و همواره خواهد بود . در این جا به بیان چند مورد از اهمیت جایگاه این فریضه ارزشمند و پرثمر می پردازیم .

انفاق قانون عمومی آفرینش ، انفاق عملی مقدس ، انفاق محک و امتحان ، انفاق تجارتی پر سود .

 

انفاق عملی مقدس :

آنچه در انفاق مورد توجه است منحصراً جهات مادی و اقتصادی آن نیست ، بلکه جهات اخلاقی و انسانی آن بیشتر مورد نظر بوده و برای نزدیک شدن به خدا تشریع شده است . لذا قصد قربت ، لازم دارد و بدین ترتیب انفاق در اسلام قداست پیدا می کند ، آن چنان قداستی که در سایر مکاتب مشاهده نمی شود .

انفاق تجارتی پر سود :

شاید برخی چنین تصوری کنند که بهتر است به جای انفاق کردن ، اموال خود را کسب و به کار ببرند ، زیرا در آن صورت هم اصل مال برایشان محفوظ می ماند و هم سودی به دست می آورند . در حالی که قرآن انفاق را به عنوان تجارتی پر سود معرفی کرده و می فرماید :

« اِنَّ الَّّذینَ یَتلونَ کِتابَ اللهِ و اَقامو الصلوهً و انفقوا مِمّا رَزَقناهُم سِرّاً و علا نِیهً یرجون تجارهً لَّن تَبورَ »

 «کسانی که کتاب الهی را تلاوت می کنند و نماز را بر پا می دارند و از آنچه به آنها روزی داده ایم پنهان و آشکار انفاق می کنند اینها دست به تجارت پر سودی زده اند که هیچگاه کسادی و فسادی در آن نیست » .

آنگاه خداوند پاداش آنها را تمام و کمال می پردازد .

خداوند در سورۀ «رعد» هشت برنامه برای اولوالالباب بر می شمرد که یکی از آنها انفاق است             « اَنفَقو مِماِ رَزَقناهُم سِرّاً و عَلا نِیهً »

« و آنان از آنچه به آنها روزی داده ایم پنهان و آشکارا انفاق می کنند » .

پس می فهمیم که انفاق کار صاحبان خِرَد است .

 

انفاق بازدهی دائمی دارد :  امام صادق (ع) در این باره می فرمایند :

« بعد از مرگ اجر و پاداش به انسان نمی رسد مگر از سه چیز : یکی از آنها صدقه جاریه ای است که در زمان حیاتش آن را اجرا نمود ، این صدقه ، برای او تا روز قیامت همچنان جاری است و از آن بهره مند می گردد . « صَدقَهُ اجراها فی حیاتهٍ تجری بعد موتهٍ الی یوم القیامَهِ » .

« برای آنان که در اندیشه رستگاری اند و دیدار پروردگارشان را در سر می پرورانند انفاق ، بزرگراه خوب و مناسبی است » .

 

انفاق قرض به خداست :

            چه کسی به خداوند قرض نیکو می دهد ، تا خداوند برای او چندین برابر بیفزاید .

این قرض سه طرف دارد :

1 ـ انفاق کننده ( قرض دهنده )

2 ـ خدا ( قرض گیرنده )

3 ـ نیازمند ( استفاده کننده )

این عملیات قرض دادن ، هم برای انفاق کننده مفید است و هم برای استفاده کننده .

 

ریشه های انفاق :

با تفحصی هر چیز کوتاه در آیات و روایات معصومین ( علیهم السلام ) می توان از امور زیر به عنوان ریشه های انفاق نام برد .

1 ـ ایمان  2 ـ یاد نعمت های الهی  3 ـ محبت  4 ـ سخاوت  5 ـ جوانمردی  6 ـ شجاعت  7 ـ احسان  .

ایمان » ایمان و انفاق ارتباط بسیار تنگاتنگی با یکدیگر دارند .

انفاق از آثار ایمان است و ایمان از شرایط پذیرفته شدن انفاق . خداوند هنگامی که می خواهد تفاوت ایمان و کفر را برای مردم روشن و آشکار می نماید .

مثالی ذکر می کند که در آن ایمان را به انفاق و مؤمن را به انفاق کننده تشبیه می کند .

محبت » خداوند انسان را دارای عواطف و احساسات آفرید و در دلهای آنها کانون محبت قرار داد تا آنها در کنار یکدیگر دارای یک زندگی سعادتمندانه  توأم با مهر و محبت باشند . تاریخ بشریت پیوسته شاهد صفحه های بسیار زیبا و غرور انگیز از عشق و علاقه و محبت انسانها نسبت به یکدیگر بوده و خواهد بود . براستی کاری که عشق و محبت می کند کاری است کارستان که از توان دیگر نیروها و انگیزه ها بر نمی آید و نقش محبت و تأثیر آن در جامعه به حدی است که برخی از دانشمندان معتقدند آنها راه اصلاح جامعه و بشر ایجاد محبت و علاقه شدید بین انسانهاست .

 

بینش در انفاق :

بینش هر کس سنگ زیر بنای انفاق اوست . در انفاق کردن بینش ها متفاوت است . و به فرموده قران گروهی آن را زیان و ضرر می پندارند .

گروهی از اعراب بادیه نشین چیزی را که انفاق می کنند غرامت محسوب می دارند .

بینش اسلامی در مورد اموال به شرح زیر است :

1 ـ آنچه در دست ماست از آن خداست .

2 ـ مال تفضیلی است از طرف خدا : « بما آتاهُمُ اللهُ من فَضلهِ »

3 ـ بقاء اسلام و بقاء مسلمین در گرو بودن مال در دست افراد کاردان .

4 ـ فنا اسلام و مسلمین در گروه بودن مال در دست افراد ندانم کار است .

5 ـ آنچه در نزد خداست از اموال و امکانات دنیایی ماندنی تر است .

6 ـ اموال و امکانات مادی نباید فقط در اختیار اغنیاء باشد .

 

انگیزه انفاق :

اساساً انگیزه ها موجب پیدایش رفتار و کردار انسانهاست و انچه به اعمال ما ارزش و رتبه می بخشد نوع انگیزه ها و نیت ماست . پیامبر اسلام می فرمایند : « انما الاعمال بالنّیات » و این نیت است که موجب پاداش و یا مجازات می گردد .

در انفاق نیز زیادی و کمی انفاق ، تعیین کننده مقدار ارزش آن نیست بلکه در این جا نیز نیت معیار است و هر چه نیت پاکتر و خالصتر ، ارزش کار نیز بالاتر است .

بی جهت نیست که چند قرص نان اهدائی اهل بیت به یتیم و مسکین و اسیر غوغایی در قرآن و حدیث بپا کرده است .

بدیهی است انسانها در انفاق کردن انگیزه ها و نیات مختلفی دارند که برخی از آنها مثبت و مقدس و برخی دیگر منفی و نا مقدس می باشد .

انگیزه های مقدس : 1 ـ جلب رضایت و خوشنودی خدا  2 ـ شکر گزاری 3 ـ وجدان  4 ـ ترس از قیامت  5 ـ دوست یابی  6 ـ کینه زدایی  7 ـ اصلاح ذات بین  8 ـ رفع اتهام و سؤ تفاهم .

 

 

انواع انفاق  

انفاق واجب ـ انفاق مستحب 

انفاق واجب : انفاقی که پرداخت آن لازم و ترک آن عذاب و عقاب را به دنبال دارد. انفاق واجب چند نوع است که به بیان آنها می پردازیم .

« زکات » « خمس » « نفقه » « کفارات »

انفاق مستحب : نیز دارای انواعی است که در این جا برخی از آنها را ذکر می کنیم: « صدقه جاریه » « وقف » « هدیه » « صدقه » « نذر » « مهمانی » « ولیمه » «وصیت»

 

انفاق گیرندگان :

گروه های متعددی شامل دریافت انفاق می گردند که به ذکر آنها می پردازیم :

فقیران و مسکینان :

فقر یکی از مشکلات اجتماعی ـ اقتصادی جامعه است و شاید شدیدترین آنها باشد . که با مشکلات و معضلاتی از قبیل پایین بودن سطح آموزش و پرورش بهداشت ، افزایش جرائم و . . . توأم در ارتباط است .

امیر المؤمنان به فرزند خود محمد حنیفه می فرماید :

« فرزندم از فقر بر تو می ترسم از آن به خدا پناه ببر ، زیرا فقر موجب نقصان در دین و وحشت در اندیشه و دشمنی دیگران می گردد . »

همچنین مولا می فرماید : « الفقر یحرسُ الفِطنَ عَن حجتهِ »

فقر ، انسان را از بیان دلیل و حجتش گنگ و لال می گرداند .

 

یتیمان :

« یکی خار پای یتیمی بکند              به خواب اندرش دید صدر خجند

 همی گفت و در روضه ها می چمید   کزان خار بر من چه گلها رسید »

یتیم سرپرست خود را از دست داده و از آغوش گرم و عواطف و احساسات پدر و مادر محروم می باشد . یتیم سخت نیازمند لطف و عنایت و کمک های دیگران است لازم است قلبهای عدم توجه به یتیم علاوه بر اینکه گناه است و موجب عذاب الهی است .

 

بدهکاران :

از موارد مصرف انفاق ادا کردن دیون شخص بدهکاری است که قادر به پرداخت دیون خود نیست با انفاق می توان محترمانه دیون این گونه بدهکاران را ادا کرد تا به این وسیله آزاد شده و از این گرفتاری رهایی یابد ، البته طلبکار نیز طبق دستور قرآن به یکی از دو صورت زیر رفتار کند :

1 ـ تا زمان توانایی پرداخت او را مهلت دهد .

2 ـ طلب خود را ببخشد .

قرآن برخورد نوع دوم را برتر می داند و در حقیقت این خود نوعی انفاق است و شاید از بهرین نمونه های انفاق باشد .

 بردگان :

زیباترین و عاطفی ترین نوع اتفاق آزاد کردن بردگان است خوشبختانه مدتهاست برده و برده داری به معنای رایج آن از بین رفته است اما از قدیم الایام بشر با مسأله ای به نام برده داری مواجه بوده یعنی اسارت انسانی که خدا او را آزاد آفریده است قطعاً آزاد نمودن انسانی از بردگی از با ارزشترین کارهاست .

از جمله دیگر انفاق گیرندگان اموات ، زندانیان ،کشورهای نیازمند می باشند.

آداب و شرایط انفاق :

1 ـ برای خدا باشد .            2 ـ توأم با ایمان باشد.         3 ـ همراه با ولایت  4 ـ بدون چشم داشتی صورت بپذیرد .           5 ـ شخصیت و کرامت انسان حفظ

می شود.

روایت : هنگامی که نیازمندی خواست حاجت خود را نزد حضرت علی (ع) مطرح کند ، حضرت چراغ را خاموش کرد و فرمود به خاطر این که ذلت و خواری و خجالت سؤال را در روی تو نبینم رمز اینکه امامان ما هنگام کمک به نیازمندان صورت خود را می پوشاندند ، و یا شب را برای کمک به نیازمندان برمی گزینند . این است که مبادا خجالت زده شود و یا بله قربان گوی او بارآید .

انفاق باید عاشقانه و عمومی باشد :

 گرچه در انفاق ، پدر و مادر و اقوام در اولویت هستند اما نباید خود و اقوام خود را دید . انفاق و صدقات و خیرات باید عمومی باشد همه از آن بهره مند گردند.

و همچنین انفاق باید با سرعت همراه باشد :

به چه دلیل در انفاق باید سرعت داشت : اولاً دریافت کنندگان انفاق محرومان ، دردمندان و گرفتاران هستند . هر چه سریعتر مشکل آنها حل شود و آرامش را احساس کنند بهتر و خداپسندانه تر است .

 

آثار انفاق

یکی از شیوه های جالب قرآن ، ذکر مثال برای بیان مطالب است . در مورد انفاق نیز قرآن از این شیوه ها برای محسوس و ملموس ساختن ارزش و آثار انفاق استفاده می شود . مثل کسانی که اموال خود را برای خوشنودی خدا و ===== در روح خود انفاق می کنند .

باغ سرسبز و خرمی را در نظر بگیرید که در زمین مرتفع و حاصلخیزی در برابر نسیم آزاد و آفتاب فراوان قرار گرفته باشد و باران های درشت نافع بر آن ببارد و هنگامی که باران درشت نمی بارد در پرتو ریزش شبنم و باران های ریز باغهای دیگر میوه دهد . چنین باغی چون در بلندی قرار گرفته از هوای آزاد ، نور کافی خورشید بهره فراوانی می گیرد و علاوه بر منظرۀ زیبایی که از دور چشم هم بیننده ای را به خود جلب می کند از خطر سیلاب نیز محفوظ است . کسانی که اموال خود را برای خوشنودی خدا و استوار شدن ایمان و یقین در قلب و جان خویش انفاق می کنند همانند این باغ هستند که محصولی پربرکت و مفید دارد . انفاق آثار متعددی دارد :

آثار فردی انفاق :

1 ـ رفع بلاها و گرفتاریها                                        5 ـ افزایش ثروت

2 ـ رفاه و آسایش                                                  6 ـ تندرستی

3 ـ آسان شدن مشکلات و هموار شدن راهها               7 ـ طول عمر

4 ـ استجاب دعا

1 ـ رفع بلاها و گرفتاریها :

امام رضا (ع) می فرماید : در بنی اسرائیل چندین سال قحطی شدیدی ادامه یافت . روزی زنی از بنی اسرائیل لقمه نانی را به دهان گذاشت در همین حال نیازمندی صدا زد ای کنیز خدا به فریادم برس من گرسنه ام . زن گفت : آیا در مثل چنین زمانی صدقه بدهم ؟

آنگاه لقمه را از دهان درآورد و به سائل داد . امام می فرماید این زن فرزند خردسالی داشت که در صحرا هیمه و خاشاک جمع آوری می کرد ناگاه در آن روز گرگی پیدا شد و کودک خردسسال را ربود بر اثر فریاد کودک مادر متوجه شد و به دنبال گرگ دوید در این زمان خداوند جبرائیل را مأمور ساخت او کودک را از دهان گرگ درآورد و به مادر رساند سپس جبرائیل به آن زن گفت : ای کنیز از خدا راضی هستی یک لقمه در برابر یک لقمه .

 

آثار اجتماعی انفاق

1 ـ بدست آوردن دلها : انفاق احسان به دیگران است و با احسان انسان مالک دلها می گردد .

2 ـ محبت دیگران : بر اثر انفاق و احسان به دیگران انفاق کننده محبوب دیگران می گردد .

3 ـ استمرار دوستی ها : بسیاری از دوستی ها و رفاقت ها زود از بین می رود با انفاق و احسان به یکدیگر می توان به دوستی ها استمرار بخشید .

4 ـ زیاد شدن دوستان : بر اثر انفاق تعداد دوستان نیز افزایش می یابد . علی (ع) می فرماید : « من کثر احسانه کثر خدمه و اعوانه »

 

آثار اخروی انفاق :

1 ـ آسان شدن حساب : امام صادق (ع) فرمود : صدقه در شب موجب آسانی حساب می شود .

2 ـ سیر آتش : ( الصدقه جنه من نار )

3 ـ بر طرف شدن خشم پروردگار : ( تطفی ء غضب الرب )

4 ـ محو گناهان : ( و تمحو الذنب العظیم )        

5 ـ آسایش در روز قیامت

6 ـ روشنایی در روز قیامت

 

جمع بندی کلی :

به عنوان جمع بندی کلی می توان گفت که انفاق در همۀ مذاهب و ادیان و همه جا و در هر زمانی از امور پسندیده و قابل قبول می باشد که انجام آن برای طرفین لذت بخش است هم انفاق کننده و هم نیازمند .

ما می فهمیم که انفاق نیز جایگاه والا و ارزشمندی دارد همچنین ریشه های آن در ایمان به خدا و احسان و محبت و سخاوت و جوانمردی است ، همین طور فهمیدم که پدر و مادر در اولویت اتفاق گیرندگان هستند و در اتفاق داریم یکی واجب و دیگری مستحب است و آثار فردی و اجتماعی و اخروی آن نیز برای ما روشن شده و با دید بهتر وسیعتری نسبت به انفاق نگاه می کنیم . از این پس ما می دانیم که برای چه باید انفاق کنیم و به چه کسانی و تحت چه شرایطی . من خود نیز مسائل زیادی برایم آشکار شد و برای انفاق کردن باید بیشتر از قبل کوشا باشم .

 

 

 

نتیجه :

در پایان این تحقیق ، بار دیگر آخرین آیه قرآن کریم در مورد انفاق را با هم مرور می کنیم .

« لینفق ذو سعهٍ من سعتهِ و من قدر علیه رزقُهُ فلینفق مماء اتاهُ اللهُ لا یکلف اللهُ نفسا الا ماء اتاها سیجعل الله بعد عُسرٍ یُسراً . ( سوره طلاق آیه 7 )

پیام این آیه در یک کلام «همه با هم یش به سوی انفاق برای آینده ای بهتر» است.

اینک با امام سجاد همنوا شده و می گوئیم : « و ارزقنی مماساه من قترت علیه من رزقک بما وسعت علی من فضلک »

« خدایا اکنون که به من وسعت روزی عنایت فرمودی ، کمک به کسانی را که در تنگنای معیشتی قرار گرفته اند نیز ، روزی ام فرما »


+ نوشته شده در  شنبه 14 شهریور1388ساعت 7:36 بعد از ظهر  توسط خانواده بشترنا  | 

همایون باد جشن یکسالگی بشترنا

با درود به تمامی مهربان یاران وهموندان گرامی

 

به یاری ایزد ,دادار پاک پس از  یکسال تلاش بی وقفه ی یاران خانواده بشترنا امروز 30 تیر ماه 1388 نهال یکسالگی انجمن بشترنا ببار نشست.

 

 و این جشن را اعلام و آرزوی سر بلندی و پیروزی برای تک تک یارانی که همچون: آب هستند, بدون تلاش همه را سیراب می کنند و جمع شدن در پستی را حقارت نمی شمارند.دارم.

پس درود بر تک تک شما.

امروز  30 تیر ماه 1388 از شما یاران بشترنا خواستارم: عمل کنید,بدون آنکه انتظار داشته باشید.وقتی کاری به اتمام می رسد آن را فراموش کنید.

شعار ما در سال جدید:

نیک او که از نیک او هرکس را نیکی است.

                                                                             (( انجمن بشترنا ))

+ نوشته شده در  دوشنبه 29 تیر1388ساعت 5:30 بعد از ظهر  توسط خانواده بشترنا  | 

عید مبعث گرامی باد


سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی


           عشق محمد بس است و آل محمد     




محمد آمد تا عاشق باشیم عاشق خدا باشیم تا بتوانیم عاشق برهمه عالم باشیم.

او آمد تا رنج زدا را در دل خفته ی ما زنده کند.

خجسته باد رسالتش …

                                                                                                                                 (انجمن بشترنا)



+ نوشته شده در  یکشنبه 28 تیر1388ساعت 5:11 بعد از ظهر  توسط خانواده بشترنا  | 

زادروز علی (ع) فرخنده باد


برو اي گداي مسكين در خانه علي زن                    كه نگين پادشاهي دهد از كرم گدا را  



    علی زمانی علی شد که شبها سر بر خاک نمی گذاشت ,

زیرا که کودکانی در خانه های ویران کوفه از گرسنگی سر بر خاک نمی گذاشتند.

علی آن زمان علی شد که قرص نانش را با بینوایان کوفه و کاسه ی شیرش 

را با تشنگان خونش تقسیم کرد.

تلاش کنیم انسانهایی با این ویژگی ها باشیم.

                                                                                      

                                                                                                                                 (انجمن بشترنا)

+ نوشته شده در  دوشنبه 15 تیر1388ساعت 0:19 قبل از ظهر  توسط خانواده بشترنا  | 



        به نام   پروردگار عشق


    ریا در انفاق


آیه ای وجود دارد که از ریا در انفاق سخن می گوید. در سوره بقره درباره انفاق مؤمنان آمده است: «مثل الذین ینفقون أموالهم فی سبیل الله کمثل جتّه أنبتت سبع سنابل فی کل سنبلة مئة حبة والله یضاعف لمن یشاء» (بقره / 261). این آیۀ مبارکه به انفاق در راه خدا برای کسب پاداش الهی دعوت می کند. چرا که خداوند متعال در ازای انفاق آنان به ایشان حسنات می دهد و آن را چند برابر می گرداند. سپس قرآن کریم به جنبه منفی صدقه دادن بعضی از مردم می پردازد. اینان پس از صدقه دادن منّت می دهند و اذیت می کنند. می بینیم که فردی به فقیری صدقه می دهد، سپس به او منّت می دهد که به او صدقه داده است و می کوشد که صدقه دادن خود را در بین مردم شایع کند تا بخشش او به فقیر کاملاً برای همگان روشن شود. او در عین حالی که بعضی از نیازهای فقرا را برآورده می کند، با ذلیل ساختن آنان، شخصیت ایشان را نیز ویران می سازد.

 

خداوند متعال می فرماید: «یا ایها الذین آمنوا لاتبطلوا صدقاتکم بالمنّ والأذی کالذی ینفق ماله رئاء الناس» (بقره / 264). یعنی بر اساس ایمان که او را به انفاق در راه خدا دعوت می کند، مالش را انفاق نمی کند ، بلکه از آن روی اموال خود را انفاق می کند که مردم او را ببینند و از این طریق بتواند بعضی دستاوردهای مادی و وجهه اجتماعی را برای بدست آورد و به بسیاری از خواسته های مادی خود نیز نایل شود. خیلی ها این گونه اند. خصوصاً در عرصه های سیاسی. بعضی از سیاسیون برای کسب رأی مردم در انتخابات، چنان نشان می دهند که به مسائل فقرا و مستمندان توجه دارند و به فقرای کشور خود انفاق می کنند. این کار ایشان برای نزدیک شدن به خداوند نیست بلکه برای این است که مردم ببینند و بگویند که او انسان نیکوکاری است و بدین ترتیب او را انتخاب کنند. بدین وسیله او به خواسته ها و اهداف خود می رسد. در عرصه های اجتماعی نیز ممکن است چنین باشد. بعضی افراد برای رسیدن به مناصبی در جمعیت ها و گروه ها و انجمن های خیریه و غیر خیریه نامزد می شوند. در عرصه های بازرگانی نیز چنین است. بعضی ها برای کسب اعتماد تجاری در بین مردم، اموال خود را می بخشند یا اموال خود را انفاق می کنند تا مردم به تولیدات آنان روی بیاورند.

 

در مشرق زمین چنین چیزهایی مرسوم است. در مغرب زمین هم از این مسائل وجود دارد. یهودیان سرمایه دار در کنار نامزدهای انتخاباتی فعّالیت می کنند تا کارهای انتخاباتی او را پوشش دهند. پس چه در مشرق زمین و چه در غرب این مسأله در جوامع بشری وجود دارد، هر چند که ممکن است شیوه های گوناگون و متفاوتی داشته باشد. «ولا یؤمن بالله والیوم الآخر» زیرا انسانی که برای رسیدن به بعضی از دستاوردهای اجتماعی و سیاسی، اموال خود را انفاق می کند و برای رسیدن به رضایت الهی و پاداش خداوندی در دنیا و آخرت این کار را انجام نمی دهد، کسی است که به خدا و روز جزا ایمان ندارد. چرا که خدا محور نیست و خدا را در نظر ندارد و به یاد روز قیامت نیست که تمامی انسانها در برابر پروردگار عالمیان می ایستند. «فمن یعمل مثقال ذرة خیراً یره * ومن یعمل مثقال ذرة شراً یره» (زلزله / 7 – 8).

 

 

 

خداوند متعال چگونه با مثل زدن وضعیت ایشان را بیان می دارد؟

 

خداوند می فرماید: «فمثله کمثل صفوان» (بقره / 264). صفوان همان سنگ بی ریشه است. یعنی در خاک ریشه ندارد. «علیه تراب» یعنی روی این سنگ بدون ریشه خاک بریزیم «فاصابه وابل» یعنی باران شدیدی بدان ببارد. «فترکه صلداً» یعنی خیلی زود عمق اندک خاک آن روشن می شود. اگر بخواهند روی این نوع خاک زراعت کنند، رشد و نمو گیاه اندک است. چرا که عمق کافی برای ریشه دواندن گیاه وجود ندارد. «لایقدرون علی شیء ممّا کسبوا» آن کسانی که اموال خود برای ریاکاری نزد مردم انفاق می کنند یا پس از انفاق، منّت می دهند و اذیت می کنند، از دیدن مردم و برق زدن چشم آنها به وجد و شادی می آیند. ولی وقتی زمان محاسبه الهی فرا می رسد و نتایج موجود نزد خداوند معلوم شود می بینند که چیزی وجود ندارد. چرا که اعمال خود را بر اساس ایمان به خداوند ریشه دار نساخته اند. «والله لایهدی القوم الکافرین» زیرا خواستگاه ایشان ایمان به خداوند نیست و هنوز هم در حالت کفر قرار دارند. از این رو در بذل و بخشش ها و تمام اعمال خویش رویکرد الهی ندارند. این یک مثل بود.

 

«ومثل الذین ینفقون أموالهم ابتغاء مرضاة الله» (بقره / 265) اینان از مال خود به نیازمندان می بخشند تا خداوند از ایشان راضی شود و در دنیا و آخرت به ایشان پاداش دهد. «وتثبیتاً من انفسهم» اینان بر اساس ایمان درونیشان به خداوند حرکت می کنند و این ایمان است که آنان را وامی دارد که کارهای نیک انجام دهند. «کمثل جنّة» یعنی مثل باغی هستند «بربوة» همان مجموعه خاکی است که آب می تواند به اعماق آن نفوذ کند. «أصابها وابل» وقتی باران به این زمین می بارد، زندگی جان می گیرد و انواع گیاه در آن می روید. «فآتت أکلها ضعفین» زیرا باران باعث رشد و نمو چند برابر می گردد. «فإن لم یصبها وابل فطل» اگر باران اندک هم ببارد، باغی که خاک خوبی دارد باز هم پرثمر و سرزنده باقی می ماند. «والله بما تعملون بصیر» زیرا خداوند از همه اعمال شما اطلاع دارد و از همه نیت ها و نهانداشته های شما آگاه می باشد.

 

 

 

تلاش ریاکاران بیهوده است

 

آیه دیگری در سوره نساء است که می فرماید: «والذین ینفقون أموالهم رئاء الناس ولایؤمنون بالله ولا بالیوم الآخر» (نساء / 38) اینان هم نشینان شیطان هستند. زیرا شیطان ایشان را فریب می دهد و انفاق ریاآلود و برای کسب دستاوردهای مادی و دنیوی و غیر الهی ایشان را زینت می دهد. اینان هم نشینان شیطان می باشند. زیرا ریاکاری یکی از شیو ه های شیطان برای گمراه کردن انسان و از وسایل فریبکاری او می باشد. «ومن یکن الشیطان له قریناً فساء قریناً» خداوند می فرماید: «والذین یمکرون السیئات» (فاطر / 10) یعنی در نهان و آشکار برای گناهان برنامه ریزی می کنند. «لهم عذاب شدید ومکر اولئک هو یبور» یعنی می رود و فانی می شود و چیزی از آن باقی نمی ماند. این آیه به ریاکاران تفسیر شده است که تمام برنامه هایشان از بین می رود و چیزی از آنها باقی نمی ماند.

 

در سوره انفال نیز درباره بعضی افراد می خوانیم که در جنگ و صلح خویش بر اساس ریاکاری حرکت می کنند و نه بر اساس مسؤولیت دینی. خداوند متعال می فرماید: «یا ایها الذین آمنوا إذا لقیتم فئة فاثبتوا» (انفال / 45). مثل مجاهدان جنگاور که شکست نمی خورند و از معرکه نمی گریزند پایداری کنید. «واذکروا الله کثیراً لعلکم تفلحون» (انفال / 45) وقتی در معرکه نبرد هم قرار دارید باز به یاد خدا باشید و از او پیروزی بر دشمنان را بخواهید. «ولاتنازعوا» (انفال / 46). اگر در بین خود اختلاف کنید و دچار چند دستگی گردید «فتفشلوا وتذهب ریحکم» نزاع و اختلاف باعث می شود که جنگاوران از ابزارهای وحدت بخش و پیروزی آفرین دور شوند. چرا که هر گروهی خود را از گروه دیگر جدا می بیند. بدین ترتیب قدرت و قوّت ایشان از بین می رود. مثل تندبادی که اگر تجزیه شود قدرت خود را از دست می دهد. در حالی که اگر همین تندباد در یک جهت باقی می ماند و تجزیه نمی شد می توانست تمام موانع سر راه خود را ویران کند.

 

«واصبروا إنّ الله مع الصابرین» برای پیروزی در معرکه های نظامی و سیاسی و اقتصادی، باید تمام توانمندیها در یک مسیر قرار گیرند و جنگاوران باید یکدست و یکپارچه باشند تا وقتی که به سوی دشمن رو می کنند با قدرت بشتابند و دشمن را شکست دهند. امّا اگر هر گروهی به صورت جدا عمل کند، طبیعی است که برنامه با شکست مواجه خواهد شد، قدرت به ضعف تبدیل خواهد شد و دشمن پیروز خواهد گردید. «ولا تکونوا کالذین خرجوا من دیارهم بطراً ورئاء الناس ویصدون عن سبیل الله والله بما یعملون محیط» (انفال / 47). آن گونه که مفسّران آورده اند، در این آیه کریمه، خداوند متعال به مشرکان اشاره می دارد. وقتی که مسلمانان عزم قافله تجاری قریش را کردند، ابوسفیان – رئیس قافله – احساس کرد که مسلمانان هدف اقتصادی دارند و می خواهند از این طریق قریش را تضعیف کنند. زیرا قدرت قریش در تجارت و اموال آن بود. از این رو نقشه اول تضعیف قریش بود تا مسلمانان به سود مالی دست پیدا کنند و قریش از نظر مادی و اقتصادی ضعیف شوند. ابوسفیان فرستاده ای را به مکه فرستاد تا به مشرکان هشدار دهد که قافله در معرض خطر قرار دارد و ممکن است بدست مسلمانان بیفتد. وقتی این پیام به مشرکان رسید مهیای جنگ شدند و هر کدامشان برای خودشان دسته و گروه خاصّی داشتند. ابوسفیان نیز قافله را از مسیر اصلی آن منحرف کرد و آن را از دست رسول خدا (ص) و مسلمانان دور کرد و به مشرکان پیام داد که دیگر نیازی به جنگ نیست و قافله نجات پیدا کرده است. ولی ابوجهل موافق نبود و گفت: «باید به بدر برویم و در آن شراب بنوشیم و زنان خواننده برایمان بخوانند.» همان زنانی که در محلهای پیروزی و لهو و لعب آواز خوانی می کنند، برایمان آواز بخوانند و اعراب بیایند و ببینند که ما مظهر قدرت هستیم و مسلمانان هماورد ما نیستند

پس بیرون آمدن مشرکان برای خوشگذرانی و ریاکاری بود. آمدند تا شراب بنوشند و به آواز خوانندگان گوش دهند. خداوند به مسلمانان می فرماید: اگر شما نیز دچار اختلاف شوید، به همین سرنوشت دچار می شوید. بعضی از مسلمانان در جنگ احد چنین شدند و به طرح رسول خدا (ص) ملتزم نماندند. زیرا پیامبر (ص) از آنان خواسته بودند در جای خاصّی موضع بگیرند و جلوی نفوذ مشرکان را بگیرن.

در این آیات کریمه خداوند متعال از ریا و بعضی از نمونه های ریاکاران صحبت می کند. ما نیز باید از این آیات پند بگیریم و بدانیم که خداوند ریا را دشمن می دارد و فرقی ندارد که ریا در عبادت و انفاق باشد و یا در جنگ و چیزهای دیگر. زیرا خواست خداوند این است که ما به او اخلاص بورزیم و حالت درونی و روانی ما با خارج مان مطابقت داشته باشد و بین درون و برونمان دوگانگی وجود نداشته باشد و مؤمنان در قلب و عقل و رفتارشان در زندگی همواره نسبت به خداوند اخلاص داشته باشند.



+ نوشته شده در  سه شنبه 12 خرداد1388ساعت 0:59 قبل از ظهر  توسط خانواده بشترنا  | 

سخن ابتدایی

    



    بسم الله الرحمن الرحیم   


 

مَّثَلُ الَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِي       

 

سَبِيلِ اللّهِ كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنبَتَتْ سَبْعَ

  

سَنَابِلَ فِي كُلِّ سُنبُلَةٍ مِّئَةُ حَبَّةٍ 

 

وَاللّهُ يُضَاعِفُ لِمَن يَشَاء

 

 وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِيم  

                                                   بقره ۲۶۱

 

  

  مثل آنان که مالشان را در راه خدا انفاق می کنند به مانند دانه ای است که از آن هفت خوشه بروید و در هر خوشه صد دانه باشد و خداوند از این مقدار نیز برای هر که بخواهد بیفزاید و خدا را رحمت بی منتهاست و به همه چیز داناست.

 

 

 

 

  آنجا که نامی از دهش و نیکی به میان آید دلهای گرم و آگاه به سوی 

 

یکی شدن سر به راه آورده تا لبخندی بر گوشه ی لبی بسازند

و عشق الهی را در گستره ی گیتی به جوشش در آورند.


نیازی به اثبات ضرورت وجود این چنین ارزشهای والایی احساس

 

نمی شود. در هر دین و مسلک و مکتبی و در سرشت هر انسانی

 

گرایش به نیکی فوران می کند.کمک زیباست , آرامش و لذت دارد

 

ونزد پروردگارهستی والا مقام  است.

 



با همه ی این گفته ها جای بسی دلسردی و ننگ است که بسیاری

" روز و شب را می شمارند روز و شب "                             

تا به دست هم نوعشان نقطه ی روشنی درزندگی آنها پدید آید , اما ...




 

ما بر آن شدیم تا گردش عشق و مسئولیت را در پهنه ی اندکی از پهنه ی عالم

برقرار سازیم تا به دست من و تو خرده اندوهی برچیده شود.

به امید روزی که دیگر نیازی به این سخنان نباشد  ومن و تو در نهایت عشق

با او  ما  شویم.



 

 

ابتدا بهتر است قدری با منطق و چگونگی انجام این کار آشنا شویم

تا به نیتی پاک شکل بهتری بخشیم. در این راستا به گوشه ای

از کتاب "فقروانفاق" نظری می اندازیم:


 

چگونه انفاق كنيم؟

 

انفاق بايد براي دهنده و گيرنده رشد و حركت بياورد، چون غرض از انفاق سير كردن شكم گيرنده نيست. خدا خود بهتر مي توانست شكم ها را سير كند و فقر ها را از اول مرتفع نمايد.

عده اي كه خيال كرده اند انفاق فقط براي همين پر كردن است، اعتراض داشتند، كه با اتكا به اين آيه مي پرسيدند: «انطعم من لو يشاء الله اطعمه» (يس، 47). كساني را غذا بدهيم كه اگر خدا مي خواست خودش به آن ها غذا مي داد؟

اين است كه دهنده بايد در زمينه اي انفاق كند كه به رشد و رضوان و نور برسد، و همان طور كه گذشت، گرفتار منّت و اذيّت و عجب و ريا نگردد. و بايد به گونه اي انفاق كند كه خلق را بت پرست و متملق و ذليل بار نياورد. عده اي خيال مي كنند كه بايد به فقير تامين داد كه هر وقت نداشتي سراغ من بيا و از من بگير، و خيال مي كنند نهايت احسان همين است. در حالي كه اين تامين بزرگ تر از خيانت است. اين تامين، بت پرست بار آوردن است. فقير همين كه تنگ دست مي شود، به ياد من مي افتد و به سراغ من مي آيد و هنگامي كه به او انفاقي كردم به من علاقمند تر مي شود. عارف آگاه نه تامين مي دهد، و نه هميشه فقير را به خود راه مي دهد. چه بسا كه خودش او را رد كند تا او بشكند و به ديگري سفارش كند و يا به وسيله واسطه اي حاجتش را به او برساند، و از راهي كه حساب نمي كند گرفتاري اش را مرتفع نمايد، تا توكل و اعتقاد و عشق به حق در فقير رشد كند و زيادتر شود.

و سرّ اين كه خداوند به آن هايي كه بر او توكل كرده اند من حيث لايحتسب روزي مي دهد همين است كه اين گونه به توكل و توحيد عميق تري خواهند رسيد، و بر شيرها تكيه خواهند كرد و گرفتار پستان ها نخواهند شد، بلكه خزاين و منبع ها را مي بينند و قدرت حق را مشاهده مي كنند كه پستان ها را از شير انباشته است.

بايد دهنده طوري انفاق كند كه:

1فقير، بت پرست بار نيايد، فقط خدا را ببيند و لطف او را مشاهده كند كه دل ها را نرم كرده و به ياد او انداخته. در نتيجه به او تامين ندهد و از راه هاي حساب نشده به او كمك كند تا حجاب ها او را در خود نگيرند.

2-  متملق و چاپلوس بار نيايد. هنگامي كه فقير مرا ببيند از من تملّق مي گويد، اما اگر من در ميان نبودم و خدا را نشان دادم، تملق ها و مدح ها از خدا خواهد شد و براي او خواهد بود.

3-  ذليل و خوار نگردد، چون اين رزق، رزق اوست و از خداست و من فقط نهري هستم كه اين آب را به او مي رسانم و در نتيجه خودم هم سيراب مي شوم و بهره مند مي گردم.

پيشوايان هنگامي كه به فقيري انفاق مي كردند خود را شرمنده و بدهكار نشان مي دادند تا اين كه فقير ذليل نشود و دست خدا را ببيند و مال او را ببيند.

آن هايي كه مي خواهند توحيد و اخلاص خود را آزمايش كنند مي توانند از اين راه استفاده كنند و بررسي كنند كه آيا فقير و بيچاره در برابر آن ها ذليل و خوار مي شود و يا مانند كسي است كه از نهري آب بنوشد و از چشمه اي آب بردارد و از شير كنار راه سطلش را پر كند.

اين ملاحظات براي گيرنده بود. درباره دهنده و انفاق كننده بايد ملاحظاتي بشود كه دهنده دچار:

1-  منّت

2-  اذيت و بازگو كردن

3-  ريا و خودنمايي

4-  عجب و بادآوردن                                                                                                                                                   

5-  اسراف و زياده روي، نگردد و همانطور كه گذشت زير بناي انفاق بايد محكم شود تا اين

فسادها بار نيايند.

و مقدار انفاق بايد با مقدار شناخت و ظرفيت و وسعت روحي افراد مناسب باشد تا اسراف تحقق نيابد.

هنگامي كه يكي از اين مسايل پيش آمد، مي توان كشف كرد كه انفاق پايه اي نداشته و يا      بي حاصل شده است، همانند تخمي كه بر روي سنگ كاشته باشند و باران سنگ را شسته باشد، كه به خوبي آشكار است كه حاصلي به دست نخواهد آمد و نتيجه اي نخواهد داد:« لا تبطلوا صدقاتكم بالمنّ و الاذي كالذي ينفق ماله رئاءالناس و لا يومن بالله و اليوم الآخر فمثله كمثل صفوان عليه تراب فاصابه وابل فتركه صلدا لا يقدرون علي شيء مما كسبوا...»(بقره 264)

به يكي از دوستانم كه مغرور انفاق هايش بود گفتم: اين انفاق ها همه بر روي سنگ است و بهره اي ندارد.

برايش گفتم: هرگاه ديدي كه نيازمندي در كنار تو شرمنده است و آزار مي بيند، بدان كه تو رنگ داشته اي و خودت را نشان مي داده اي. و از او پرسيدم: هيچ شده كه در يك كوير داغ، گرفتار باشي و لب هايت از عطش تاول زده باشد، و آنگاه به چشمه اي رسيده باشي؟

گفتم: وقتي به چشمه حيات مي رسي، چگونه وجودت را به قطره هاي زنده مي سپاري و بدون هيچ شرمي، خودت را به آب مي زني.

اما اگر بخواهي پس از تشنگي ها، از خانه اي آب بگيري، مدت ها فكر مي كني كه چگونه در بزني،چگونه شروع كني، چگونه آب بگيري و چگونه تشكر نمايي.

گفتم: آن ها كه رنگي ندارند، هر كس به راحتي از آن ها آب مي نوشد و هيچ آزار نمي بيند و شرمنده نمي شود و احساس بيگانگي نمي كند. چشمه بي رنگ، آفريدگار شرم و آزار نيست.

و آن گاه گفتمش: من نمي گويم كه محتاج از تو چه كشيده و گرفتار چگونه شرمنده شده، همين قدر مي گويم كه اگر واسطه اي هم بخواهد براي گرفتاري از تو آب بگيرد، شرمنده و ذليل خواهد شد.

تو اين گونه خودت را بشناس و انفاقت را نقد بزن.


+ نوشته شده در  شنبه 5 اردیبهشت1388ساعت 6:48 بعد از ظهر  توسط خانواده بشترنا  |